اولا اینکه احتمالا دیگه متاسفانه بنا به برخی دلایل توی این بلاگ انگلیسی نمی نویسم….. حالا بریم سراغ پست:
واقعا تاثر انگیزه .خوب دوست هموطن من شما وقتی که می بینی یه فرهنگی غلطه برا چی یه تلاشی برای اصلاح یا مقابله با اون نمی کنی ؟ احتمالا دیگه همه ی مسلمونا باید فلسفه ی ضبح اسلامی رو بدونن که فکر میکنم این هست که اولا گلوی حیوان رو طوری ببرن که خون حیوان خارج بشه و دومیش هم اینه که اول بهش آب و غذا بدن تا گشنه و یا تشنه از دنیا نره….
احتمالااین قوانین برای سلامت ما و راحتی حیوان در لحظات انتهایی زندگی اش وضع شده …. در حالی که عموما طوری این آب و غذا رو میزارن که حیوون تا لحظه ی مرگش دپرس میشه .که این نوع خیلی خوبی نسبت به وضعیت دوم که پس سرشو می گیرن و میکنن تو آب و یه مشت غذا می تپونن تو حلقش و در آخرین سکانس این نمایش خون آلود طرف یک جوری زبان بسته را به هموا برده مجددا به زمین متصل می نماید که چند استخوان بینوا صدا میدهد …. و یک حالتی داره که آدم تا لحظه ی مرگ حیوان از هر تقلاش و نگاهش به طرفت خجالت میکشی و من رو سفت عصبانی میکنه . و تازه طرف که در حال صحبت و وارسی چاقوستگلوی حیوان را با فشار به زمین چسبانده و فشار میدهد . و حالا دیگه واقعا ما نباید به حال حیوان گریه کنیم و حیوان باید به حال ما گریه کند که اینطور راحت و آسوده می توانیم موجود بی گناه را زجر دهیم . حکایت این نبود که قربانی نکنیم ، یا ماهی هایی که هر ساله مردنشان با در وحشتناک برایمان عادت شده ، فقط می خواهم برای مسلمان ها بگویم یا یاد آوری کنم که دینتان گفته که برای تناول شما آفریده نه برای اینکه موجوداتی برای شکنجه کردن داشته باشید .
یا اینکه آیا می دانید (!؟) که می توان حیوان را راحت بیهوش موقت کرد ، سرش را برید طوری که خونش هم خارج نشود و درد هم نکشد؟
حیف که با این پست فرهنگ ایرانی هایی که می شنوم هنوز در بعضی روستاها برای رفتن به بهشت بچه ها سگ را زنده زنده (!!!!) آتش میزنند درست نمیشود و وقتی که خیلی هایمان ارزشی در حد یک دیه برای جان یک انسان قائل هستیم ، آیا می توان انتظار داشت که برای ماهی ها ، گاوها و سگ ها کاری بکنیم؟










:بیوگرافی مد نظر من ایرانی هایی هستن که بهشون میگیم خونگرم